السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
65
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
احتمالات مسئله اينك كه محل نزاع به خوبى روشن شد ، بايد احتمالات مسئله را ذكر و بررسى كنيم . آنچه در پاسخ به اين سؤال كه آيا وجود اصيل است و يا ماهيت ؟ ممكن است به ذهن بيايد عبارت است از : 1 . هيچكدام اصيل نيستند . 2 . هردو اصيلاند . 3 . ماهيت ، اصيل است و وجود اعتبارى . 4 . وجود ، اصيل است و ماهيت اعتبارى . فرض نخست ، قابل قبول نيست . زيرا معناى اينكه وجود و ماهيت هردو اعتبارى هستند آن است كه هيچ واقعيتى در خارج تحقق ندارد و هرچه هست ساختهء ذهن ماست . ولى ، همانطور كه در آغاز كتاب يادآور شديم ، واقعيت خارجى ، بديهى و غير قابل انكار است . فرض دوم نيز قابل قبول نيست و با اندك تأملى ، بطلان آن روشن مىشود ، زيرا ، همانطور كه گفتيم ، از هر واقعيت واحد ، دو مفهوم وجود و ماهيت به ذهن مىآيد . يعنى يك واقعيت است كه در ذهن به صورت دو مفهوم تحليل مىشود . ظرف كثرت ، ذهن است و نه خارج . در خارج يك چيز است و در ذهن دو چيز . اگر وجود و ماهيت هردو اصيل باشند ، بايد آنچه بنابر فرض يك واقعيت است ، دو واقعيت باشد و از طرفى ، هريك از اين دو واقعيت نيز داراى وجود و ماهيتاند و بنابراين ، چهار واقعيت خواهيم داشت و به همين ترتيب ادامه مىيابد و به تسلسل مىانجامد . « 1 »
--> - در برابر اين سؤال اگر شقّ اول را پذيرفتيم و واقعيت عينى را مصداق ذاتى و بىواسطهء ماهيت دانستيم قائل به اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود شدهايم ، و اگر شقّ دوم را پذيرفتيم و واقعيت عينى را مصداق بالذات و بىواسطهء مفهوم وجود دانستيم و مفهوم ماهوى را قالبى ذهنى براى حدود واقعيتهاى محدود شمرديم ، قائل به اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت شدهايم . ( ر . ك : آموزش فلسفه ، ج 1 ، ص 296 و 297 ) . ( 1 ) . به عبارت ديگر ، اگر بخواهيم بگوييم وجود و ماهيت هردو اصيل هستند ، محال لازم مىآيد يعنى در خارج اين چنين نيست كه « انسانى » است و « وجودى » و اين دو تا روى همديگر بار شدهاند ، مثل عرض و معروض ، يعنى -